آلودگی محیط زیست عباس عبدی


عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

وقتی به محیط زیست نگاه می کنیم متوجه می شویم که آلودگی آن در بیشتر موارد ناشی از رونق و مصرف است. اروپا و آمریکا در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم که با چهار نعل به سوی شکوفایی پیش می رفتند، همزمان با مشکلات زیست محیطی مواجه شدند. آلودگی شهرها حتی آلودگی اقیانوس ها و بحث لایه اوزون نتیجه همین رونقی است که اکنون سعی در مهار آن دارند. نمونه قرن ۲۱ چین است که به سرعت در حال حرکت به سمت پیشرفت و در نتیجه تخریب محیط زیست است. ایران این کاروان را پشت سر نگذاشته و متاسفانه بیش از پیشرفت و ظرفیت تولید در تخریب محیط زیست نقش دارد. علاوه بر نقش منفی بهزیستی و مراحل اولیه پیشرفت در محیط; فقر نیز به شکل دیگری در این وضعیت نقش دارد. تخریب جنگل ها و تبدیل چوب به زغال، یعنی کمبود منابع لازم برای دفع مناسب زباله های شهری و غیره. مظاهر تأثیر فقر عمومی بر تخریب محیط زیست هستند. استانداردهای پایین ساخت نمونه دیگری از این داستان است. چون فقر است، خودروهای با استاندارد پایین که آلایندگی بالایی دارند را می پذیریم. در واقع ما محیط زیست را فدای فقر خود می کنیم. اما خطرناک ترین وضعیت زمانی است که فساد وارد این روند شود و فروش محیط زیست به یک امر قانونی تبدیل شود. نمونه آن را باید در مناطقی جست و جو کرد که آلوده به کارخانه های سیمان، پتروشیمی ها و پالایشگاه ها هستند و فیلترهای مناسبی برای جلوگیری از آلودگی هوا ندارند، فیلترها یا گران هستند یا ممنوع هستند و یا استفاده از آنها به صرفه نیست. شبیه کارخانه هایی است که پساب های آلوده کننده ای دارند و محیط زیست و خاک و آب را آلوده می کنند. همه این کارخانه ها ترجیح می دهند به جای استفاده از تجهیزات ضد آلودگی، جریمه مورد نیاز را به سازمان محیط زیست پرداخت کنند. این رضایت در پرداخت با پذیرش محیط همراه است. چرا؟ چرا که بودجه کم آنها را در اولویت دریافت جرایم در همه زمینه ها بر اساس استانداردها قرار می دهد.

فقر عمومی جامعه از طریق ضعف بودجه دولتی؛ نهادها و وزارتخانه ها را در مسیر نادرست و مضر قرار می دهد که نه تنها به وظایف خود عمل نمی کنند، بلکه با فروش وظایف و مسئولیت های عمومی، نهاد تحت امر خود را مدیریت می کنند. آنها با صدور مجوز تولید تجهیزات غیراستاندارد یا با اخذ جریمه از کارخانه های آلوده کننده محیط زیست، این تجارت را قانونی کردند. حتی در مواردی که وجود برخی فیلترها بر روی کامیون ها ضروری است و اجازه تولید خودرو بدون آن را نمی دهند، به دلیل فقر عمومی و تحریم، رانندگان پس از خرید خودرو اقدام به فروش فیلتر می کنند و مقررات اجباری فیلتر در عمل بی معنی است و رسمیت است. ناگفته نماند فساد گسترده و نادیده گرفتن این مقررات زیست محیطی.
تا کنون تمام توجه ما معطوف به فقر به عنوان پدیده ای بود که اعضای خانواده در آن نقش دارند، اما اکنون باید به موضوع فقر عمومی و نهادهای اجتماعی توجه شود. فقیر شدن به طوری که نتوانیم خودرو را در حد استاندارد نگه داریم و از لاستیک های پنچر شده و کهنه استفاده کنیم، عواقب کلی و خطرناکی دارد. گفته می شود حتی هواپیماهایی که باید از استاندارد بالایی برخوردار باشند نیز از این نوع فقر رنج می بردند، اگر به آثار این نوع فقر در کل سیستم خدمات شهری و بخش دولتی نگاه کنیم، به موارد عجیبی برمی خوریم. . من اخیرا فیلمی دیدم که بتن یک پل با دهانه کوچک دو متری از پایین تخریب شد تا آرماتور آن برداشته شود. این فقط نمادی از آنچه فقر می تواند برای جامعه بیاورد است. البته فقر بعد از رفاه نسبی به وجود می آید اما جوامعی که معمولا هنوز در مراحل اولیه رشد اقتصادی هستند و فقر تاریخی دارند کمتر با این مشکلات مواجه می شوند. آن جوامع اتفاقاً از محیط زیست خود مراقبت می کنند، مشکل زمانی به وجود می آید که جامعه در مسیر رشد اقتصادی قرار می گیرد و در شرایطی به این وضعیت می رسد. به ویژه در شرایط نابرابری فزاینده و نبود دولتی که افکار عمومی به آن باور داشته باشد و بدتر از همه رکود و رکود اقتصادی از عوامل اصلی این وضعیت است. در چنین جوامعی محیط زیست قربانی فقر و تباهی می شود و با فساد بدتر می شود.

انتهای پیام