سه جنایت توسط مدیر ظاهرا اخراجی لندا بهزیستی..!/تصویر


توجه داشته باشید– آنچه می خوانید نه تعارف است و نه تمجید و نه تمجید از خود برای گرفتن امتیاز و الحمدلله در زمانی که ظاهراً مدیر مربوطه عوض شده مجبورم این اتفاقات را بگویم.

در چند روز گذشته خبر برکناری مدیرکل بهزیستی در ویرایش سایت محلی استان منتشر شد که از شنیدن آن بسیار متاسف شدم.
من نه برای شخص آقای زکی نژاد بلکه برای شرکت هدف اجتماعی ناراحتم چون مدیریت و عناوین شغلی موقتی است و قطعا تا الان مدیر مادام العمر نداشتیم که اگر مدیریت اینگونه بود به ایشان نمی رسید.

آنچه می نویسم نقل قولی از دیگران نیست اما در بازدیدهایم از سرویس اجتماعی به عظمت منشی و مردانگی و دلسوزی و فداکاری نسبت به جامعه هدف مدیر پی بردم.

ماه گذشته یک بیمار بیمار با من تماس گرفت و از من خواست که به خانه او بروم و وضعیت او را ببینم.

خانه ای که در گرمای ۴۰ درجه این روزها و حتی تابستان امسال، فاقد وسایل سرمایشی بود.

شدت گرما روی بدن بیمار به حدی بود که دچار زخم بستر شده بود و برای رضای خدا مجبور شدیم در فضای مجازی به دنبال کولر آبی برای این خانواده باشیم.

در دقایق ابتدایی در پی شکایت یکی از خیرین به مدیرکل بهزیستی پیام دادیم که از مردم بخاطر رسیدگی به مشکل یک فرد آسیب پذیر که وجوه اهدایی این خیر در دفتر وی مفقود شده بود تشکر می کند. و به ماموریت سازمانش یه ژست بزرگ گرفت و بهش گفت بیا خونه ما تو شهر سوق هستیم کولرمو برای این خانواده بگیریم..؟ این اولین جنایت آقا بود. زکی نژاد در لنده..!

کودک کوچکی به نام A-K یک بیماری مادرزادی دارد.

سه سال پیش من نویسنده برای کمک به خانواده اش به بهزیستی رفتم، اما او باید مستمری بگیر اجتماعی شود، اما اگرچه همزمان با پیگیری بنیاد علوی و درخواست بهزیستی او، هرگز قبول نکردند که فرزند او حق دارد مستمری گرفتن برای ایشان طبیعی و قانونی بوده و به هر دلیلی از کمک به این کودک خودداری کرده اند.در اولین مراجعه خود به مرکز مددکاری اجتماعی یک ماه پیش آقای زکی نژاد همین مدیر این روزها او به تنهایی پرونده این بچه را اداره کرد تا این جنایت دیگر آقای زکی نژاد باید در لنده باشد.

زکی نژاد یک جنایت دیگر هم دارد و آن تلاش برای ساخت مسکن برای خانواده ای با ۳ معلول است.

خانواده ای که اگر یادتان باشد وضعیتش در رسانه ها هم منتشر شد، هرچند شاید تعصب کورکورانه ما در دفاع متقابل، به دلیل خویشاوندی و دلیلی که با برخی مدیران داریم و اجازه می دهد حقایق را بگوییم، از ما می گیرد، اما خوب باید بدانید خانواده ای با سه معلول سال ها پیش باید مالک می شد، اگر مجتمع اجتماعی می خواستند می توانستند صد متر زمین تجاری به خانواده بدهند تا مادر معلول و دو فرزند بدتر از او. یک سرپناه داشته باشد

با وی دنبال کردیم که این خانواده در چه وضعیتی هستند و همه در این فکر هستند که آیا می توان خانواده ای با ۳ معلول داشت و بهزیستی برای آنها مسکن نساخت و او مسئول نظارت مستقیم بر این خانواده شد تا سومین جنایت آنها باشد. در لنده اعدام خواهد شد.

به هر حال امروز یا فردا، آقای زکینیادز، داستان روزهای ما، باید از این شهر برود، و اگرچه برای هر مردی مهم است که خدا از کارهای نیک او آگاه باشد، بنابراین شک ندارم که ما یک را از دست خواهیم داد. انسان به معنای واقعی کلمه