فیلم «روز ششم» مخاطب را درگیر می کند!


محمدجواد فراهانی| حجت قاسم زاده پس از نگارش فیلمنامه چند تله فیلم و فیلمنامه سینمایی مانند «سومین روز پس از مرگ» و «قتل آنلاین» به تصویربرداری مجموعه های تلویزیونی ادامه داد که در این میان شاخص ترین سریال «جاداوری» است.

سریالی که با موضوع جدید و بدیع خود به مخاطب احترام می گذاشت، هرچند به دلیل شبکه پخشش شاید نسبت به سایر آثار تلویزیونی فرصت کمتری برای دیده شدن داشت.

اما سریالی مانند «جاداوری» که فیلمنامه آن را روجا غفاری نوشته است، نشان می دهد که قاسم زاده به دنبال تجربه های جدید در عرصه فیلم و سریال است.

یکی از دلایل اهمیت فیلمی مثل «روز ششم» این است که کارگردان از راحتی بسیاری از فیلم های آپارتمانی بهره نبرد و وارد ژانر جدیدی شد. البته واژه ژانر را باید با حساسیت بیشتری به کار برد و بهتر است فیلمی مانند «روز ششم» را جزو مجموعه فیلم های دزدی بدانیم.

در این راستا، اگر بخواهیم چند فیلم مهم درباره سرقت را یادآوری کنیم، باید به آثاری چون «یازده اوشن»، «دوازده مرد شیطان» و «هفت دلیر» اشاره کنیم.

در فیلم‌های دزدی، یک قهرمان نخبه وجود دارد که اقداماتش کل داستان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. قهرمانی که توانایی های ویژه و مهارت های مثال زدنی دارد. در فیلم روز ششم این وظیفه به شخصیت احمد با بازی مصطفی زمانی محول شده است. او از ابتدای کار با دو جریان متفاوت مواجه بود که باید طبق آن ها عمل می کرد.

ابتدا برای مدتی به جرم دزدی طلا به زندان می رود و حالا که آزاد شده می خواهد بداند طلاها چه شده است. مهم ترین آنتاگونیستی که او با آن مواجه است فردی به نام سیامک (مهران احمدی) است. اما طرف دیگر ماجرا به قول احمد به صابر (جمشید هاشم پور) مربوط می شود.

صابر هزینه آزادی احمد را می پردازد تا بتواند شریک صابر، صابری (همایون ارشادی) را پیدا کند تا بدهی های صابر تسویه شود و او از زندان آزاد شود. بخشیده شود

در روز ششم اما برای زنده ماندن یک مرد در بین این دو گروه شرور، به هوش زیادی نیاز دارد و فیلمنامه سعی کرده چنین ویژگی هایی را به احمد بدهد. احمد مدام تحت فشار است و باید مدام توپ را به زمین حریف بیندازد اما واقعیت این است که او شخصیت قوی دارد و به راحتی تسلیم نمی شود.

بازی مصطفی زمانی در این نقش در باورپذیرتر شدن شخصیت احمد و همراهی مخاطب با او موثر است. اقدامات سریع و تزلزل ناپذیر او هنگام رویارویی با شخصیت های منفی و چهره عبوس او در زمانی که نیاز دارد کسی را برای اجرای نقشه های شوم بترساند. همه آنها در بهبود این شخصیت موثر هستند.

البته فیلمنامه نویس تمایل زیادی به نزدیک شدن به خصوصیات درونی احمد و مثلا پرداختن به پیشینه داستان احمد و همسر سابقش ندارد که در این صورت یکی از نقش های ماندگار ایرانی را رقم می زند. سینما

فیلم روز ششم
چند ویژگی مهم که باعث می شود مخاطب مدام درگیر داستان «روز ششم» شود و فیلم را تا آخرین لحظه دنبال کند؛ حجم زیاد اطلاعات در مورد شخصیت ها و رویدادهای مختلف، سرعت سرسام آور برخی از دیالوگ های رد و بدل شده بین شخصیت ها.

همچنین شخصیت هایی مانند افسر پلیس (افشین هاشمی) که تا آخر نمی دانیم با احمد چه خواهد کرد و این بر تعلیق داستان می افزاید.

در این زمینه، قاسم زاده اساساً سعی در ایجاد نیروی پلیسی متفاوت داشت، به همین دلیل شخصیت افشین هاشمی در فیلم مدام به احمد فرصت می دهد و به جای اینکه خودش کار را انجام دهد، به احمدی که به جرم سرقت در زندان بود اعتماد می کند. . .

اما نکته دیگری که «روز ششم» را به یک اثر استثنایی تبدیل می کند، استفاده از اصول درام است و یکی از مهم ترین آنها مقوله زمان است. فیلم از همان ابتدا با ما قرار می گذارد و آن این است که قهرمان تنها پنج روز فرصت دارد تا طلا را به سیامک برگرداند.

این صحنه خاص که به صورت کلیشه ای نیز انجام می شود (نیروهای شیطانی دور قهرمان را احاطه کرده و مدام او را کتک می زنند) این قابلیت را دارد که همذات پنداری مخاطب را برانگیخته و او را با قهرمان ارتباط برقرار کند. اما خوب است به موضوع زمان برگردیم و کمی بیشتر در مورد آن توضیح دهیم.

زمان و مکان از عناصر مهم درام هستند که اگر کمیت یکی از آنها ضعیف باشد، احتمالا داستان به شکلی منطقی روابط زنجیره ای نخواهد داشت.

توجه به زمان سابقه ای طولانی دارد و بنیانگذار آن را می توان ارسطو نامید. از نظر ارسطو، تراژدی زمان معینی دارد و نباید بیش از یک شبانه روز طول بکشد. بنابراین، محدود بودن قهرمان و متعهد ماندن قهرمان به این مدت زمان کوتاه، موضوعی است که به داستان تنش می‌افزاید و در صورت شکست قهرمان، پایانی بد را هشدار می‌دهد.

پیش از این گفته شد که «روز ششم» در دسته فیلم های دزدی قرار می گیرد، اما باید توجه داشت که هر دو فیلم از عناصر یک ژانر خاص بهره می برند و آن هایی که به صورت کاملا خلاقانه وارد دسته بندی جدیدی می شوند.

چیزی که آنها را متفاوت می کند، پیچ و خم هایی است که داستان آشکار می کند. فیلمنامه «روز ششم» به گونه ای نوشته شده است که این پیچش های داستانی مدام مخاطب را غافلگیر می کند و او را به سمت و سویی می برد که در اینجا به آن اشاره نمی شود تا خراب نشود. تعداد این افراد در نیمه اول بیشتر از نیمه دوم است.

بنابراین در نیمه دوم فیلمنامه، طرح ها و عملیات های مختلف احمد جایگزین پلان ها می شود. پلان های حساب شده ای که در مجموع کارکرد قابل قبولی دارند، اما برخی از آن ها مانند ایده گریم دختر (بهاره افشاری) قابل باور نیستند.

از نظر رابطه تنگاتنگی که بین قهرمان فیلم‌های دزدی و نوع اکشن او وجود دارد، یک قانون نسبتاً مهم وجود دارد و آن این است که «ماموریت» جایگاه و اهمیت خود را برای قهرمان از دست می‌دهد و افشاگری‌های شخصی‌تر او اهمیت پیدا می‌کند.

فیلمنامه «روز ششم» به موضوع اختصاص دارد و احمد در نهایت تمام دستاوردهای خود را به پلیس تحویل می دهد. البته لحظه مشخصی که قهرمان تغییر شکل می دهد مشخص نیست و فیلمنامه نویس حاضر نمی شود وارد این موضوع شود که آن اتفاق خاصی که قهرمان را متحول کرده است. آیا لحظه ای بود، به ویژه لحظه ای که احمد در زندان با صابر ملاقات کرد؟

پایان داستان نیز یک پایان کلیشه ای است که بر اساس تصاویر آشنای این گونه فیلم ها ساخته شده است، قهرمان دلشکسته ای که بعد از صحبت همسرش با یکی از دوستانش مبنی بر آماده نبودن رابطه با نگینا، دیگر به بودن با کسی فکر نمی کند. (بهاره افشاری).

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که فیلمی مانند «روز ششم» باید در سینما دیده شود و از آن حمایت شود چرا که ادامه تصویربرداری این گونه فیلم های مستقل تنها در صورت استقبال مخاطب امکان پذیر است.

منبع: بلیت سینما